واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
529
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
ابو على لشكركشى به سمرقند را بهانه كرده از بخارا خارج شد ولى پس از رسيدن به نسف به صغانيان - زادگاه خويش - بازگشت . بىدرنگ هر دو شاهزاده با نوح وارد مذاكره شدند و نوح به ايشان نويد بخشايش داد و در ( آوريل - بهار ) به پايتخت خويش بازگشت . نوح در مقام مبارزه با عاصيان آن اعتدال و ملايمتى را كه پدرش مرعى ميداشت ابراز نكرد . و بهرغم قول و وعدهاى كه داده بود فرمود تا عم و دو برادر خويش ( ابو جعفر محمد « 1 » و ابو محمد احمد ) را از نور بصر محروم كنند و يكى از اعيان دولت را به نام حاجب طوغان اعدام كرد . منصور بن قراتگين كه يكى از افراد خاندان اسفيجابيان بود به ولايت خراسان منصوب شد . ابراهيم بن سيمجور در بهار سال 337 هجرى / 948 ميلادى درگذشت « 2 » . هنوز ابو على كه عاصى و متمرد اصلى محسوب مىشد شكست نخورده بود . وى چون اطلاع يافت كه نوح لشكرى عليه او گرد مىآورد به بلخ رفت ( جريان حوادث مىرساند كه صاحب بلخ طرفدار او بوده ) و از آنجا بار ديگر به بخارا حمله كرد و در خرجنگ « 3 » بهرغم عقبنشينى نوح و نيروهاى عمدهء
--> ( 1 ) - ( معتقد بودند كه قصيدهء رودكى « مادرمى را بكرد بايد قربان » خطاب به اين ابو جعفر محمد بن احمد بوده . اكنون پس از كشف « تاريخ سيستان » اين نظر مردود است . و از تأليف مزبور پيداست كه « ممدوح » اين قصيده ابو جعفر احمد بن محمد بن خلف بن الليث فرمانرواى سجستان بوده است . رجوع شود به : گيب - ، - ROSS ) sq 213 . p ، « A Qasida » ( 2 ) - « متون » ، ص 60 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس . ذيل كلمهء « السيمجورى » . ( 3 ) - به گفتهء جمال قرشى ( « متون » ، ص 132 ) نزديك خرجنگ « رباط الملك » يا « رباط ملك » قرار داشته كه شمس الملك بنا كرده بوده . دربارهء اين رباط و ديگر ساختمانهاى خان مزبور به بعد رجوع شود . محتملا رباط در دشت ملك در مغرب كرمينه واقع بوده . بدينقرار من هنگام چاپ « متون » ( ص 8 ) ظاهرا به اشتباه خرجنگ و خرتنگ را يكى دانستهام ( دربارهء خرتنگ به ماقبل ص 303 [ فهرست فصل اول ] رجوع شود ) .